توضيح المباني في شرح مختصر المعاني - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٥ - تعقيد
كلمه [مثله] اسم ما و [فى النّاس] خبر آن و [الّا مملّكا] منصوب بوده زيرا مستثنائى استكه بر مستثنا منه مقدّم شده است.
برخى از ادباء گفتهاند:
ذكر ضعف تأليف در تعريف فصاحت كلام ما را از ذكر تعقيد لفظى بىنياز مىنمايد پس وجهى براى نام بردن از ضعف تأليف وجود ندارد.
ولى در اينكلام تأمّل و مناقشه است زيرا ممكنست تعقيد در كلام بواسطه اجتماع امورى چند حاصل شده كه باعث صعوبت فهميدن مراد و مقصود گردد اگرچه هركدام از امور و كلمات بر قانون نحوى جارى باشند.
و از اين تقرير و بيان فساد و بطلان كلاميكه گفته شده ظاهر مىگردد چه آنكه برخى گفتهاند:
در بيان تعقيد داشتن بيت مذكور نيازى نيست باينكه تقديم مستثنا بر مستثنامنه را نيز نام برده و آنرا يكى از اسباب قرار دهيم بلكه اصلا وجهى براى آن نيست زيرا تقديم مزبور باتّفاق جميع نحويها جايز است پس نمىتوان آنرا سبب معقّد شدن كلام قرار داد.
وجه فساد اينكلام آنست كه تقديم مستثنا بر مستثنامنه بر تعقيد كلام افزوده است اگرچه خود امر جايزى مىباشد چه آنكه تعقيد از امورى است كه قابل شدّت و ضعف مىباشد.
شرح فارسى:
توضيح
تعقيد
آن است كه كلام دلالت ظاهرى بر معناى مراد و